صدايم کنيد از دوری هزاران ساله آب و باد وخاک و آتش-
يايد به سمت باد بيابم جريان رويا گونه زندگيم را
- روحم دگر توان شنيدن وسوسه به يادآوردن خاطره ها را ندارد
-ای روح مبيبينم تورا در صدای شاپرک در زنگ کلاغها
- ای روح مبشنوم صدايت را در دريافتها در ديدنها -
دلم ديگر نمی خواهد به پروازی برآيم در شب تيره به روی بام همسايه -
صدايم سخت سنگين است به عادت سخت چرکين است -
بيا در کار و راه ما قدم بردار و دست افشان که دلاور مرد با جرات قدم را بر قدم ماند
